بادبادک
فرو شد افتاب و سایه ها در پیش
منم اینجا نشسته با غمان خویش
دوباره عطر ایام گذشته بهز می اید
وسر بر استان عقل می ساید
دگرتردید جایز نیست باید رفت
وخودرادر تلاطم های امواج خروشان شست
در این فصل خراب بادبادک ها
بیاباهم
دمیدن را
دوباره باز دریابیم
بسوی هر چه بالا بردن انها
دوباره باز بشتابیم
سحرگاهان شناور میشوم در این هوای پاک
وخودرا غرقه در اکسیزنش خواهم نمود اخر
وتردید درون خویش را خواهم ربود اخر
دگر تردید جایز نیست باید رفت
تمام زندگیم حستحویی از پی پرهاست
پریدن اوج رویاهاست
بدون پر پریدن ها چه بی معناست
دلیل ماندنم اینجا پیدا کردن انهاست
وگرنه بادبادک را با فوتم سوار ابر خواهم کرد
http://badbadakhayebinakh.persianblog.irواین دنیای فانی را به کلی ترک خواهم کرد